تا حالا به این موضوع دقت کردی که وقتی دست به قلم میبری و شروع میکنی به نوشتن چه جوری ادامه پیدا میکنه؟
یا فقط من اینجوریم؟وقتی شروع میکنم میفهم که میتونم خیلی بیشتر بنویسم.
خب از نوشتن در میام بیرون.
تا حالا شده بخوای یه کاری رو انجام بدی و واسش خیلی مشتاق باشی؟
شب به امید اون بخوابی و صبح با امید اون پاشی(بحث عشق و عاشقی نیستا)
واقعا لذت بخشه وقتی وجودت سرشار از اضطراب و هیجانه.نه؟اینطوریه دیگه.
از این حالت خوشت میاد؟واقعا جالبه به ادم یه نیروی خاص میده کارهاشو با علاقه بیشتری نشون میده تا برسه به اون چیز.
نمیخوام از اون بالا بیارمتون پایین ولی دقت کردی؟وقتی بهش میرسی چند دقیقه ساعتی باهاش خوشی بعد تموم میشه؟
الان هیجانو داری؟تموم شده؟ولی همچنان تو دلت یه شورو نشاطی هست!
خب بعضی وقتام ادم بیخودی خوشه-بعضی ها مین دیونست به شوخی-ولی اونم حال میده و مدتش طولانی تره.
نظراتتونو بهم بگید خوشحال میشم.-زمستان 89 علیرضا


